شيخ ذبيح الله محلاتى
43
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
هم بازو و همترازو بود . ترويج دين اگرچه بقتل حسين شد * تكميل او به موى پريشان زينب است و در مقام صبر و شكيبائى چنان ثابتقدم بود كه عقول كافّه ممكنات را متحير گردانيد آن بلايا و رزايا كه تحمل نمود اگر پارهء آن را بر اذيال جبال راسيات و آفاق ارضين و سماوات مىافكندند از ثقل آن از هم متلاشى مىگرديد محققا از آغاز خلقت تاكنون از هيچ زنى از زنان انبياء و اولاد اوليا اين حلم و بردبارى بروز نكرد و كمترين مساعدتش در يارى دين و حمايت امام مبين تقديم دو فرزند سعادتمند خود بود كه در روز عاشوراء دست محمد و عون كه پارههاى جگر او بودند بگرفت و در آستان مبارك برادرش امام همام حاضر ساخته عرض كرد جدم خليل قبول فدا فرمود شما هم نيز اين قربانى از من بپذير و البتّه اكر نه آن بودى كه بر زنان جهاد و قتال روى نباشد هرآينه هزار جان نثار قدمت مىكردم و بهر ساعت هزار شهادت خواستار شدمى و در مرتبهء وقار و تحمل چنان بود كه چون دو فرزندان او شهيد شدند از خيمه پاى بيرون نگذاشت و كذا در شهادت ابى الفضل ولى چون نخل قامت قيامت آيت على اكبر بر خاك افكندند با ديدهء نمناك و سر و پاى برهنه فريادكنان بيرون دويد و همىفرمود وا ولداه وا قرة عيناه وا ثمرة فؤاداه تا آنكه امام دستش بگرفت و بخيمه باز آورد و در مقام اتحاد نفسانى با حضرت سيد الشهداء به آن مقام اتصال يافت كه چون سر مبارك حضرت سيد الشهداء را بر روى نيزه ديد نگران شد سر مبارك را بر چوبهء محمل زد كه خون از زير مقنعه جارى گشت و در درجهء جلالت و قوهء نفس و صدق ايمان و نهايت علم و حلم آن مخدره آفريده ايرا نتوان به او قياس كرد مگر محمد را و كافى است مكالمات او با امام زين العابدين عليه السلام در قتلگاه و تسلى دادن او را و قرائت حديث ام ايمن كه در محل خود ذكر مىشود انشاءالله و در بازار كوفه حجت خدا امام زين العابدين بفرمايد انت به حمد اللّه عالمة غير معلمة و فهمة غبر مفهمة اگر اعلى درجه فهم و علم و دانش و بينش براى او حاصل نبود امام چنين نمىفرمود و در توانائى حفظ اسرار و لياقت وديعت اسرار امامت به آن رتبت نائل شد كه تا مدتى بسبب تقية و جهات ديگر از جانب آن مخدره